على محمدى

395

شرح اصول استنباط ( فارسى )

خروج حكمى دارد نه تخصصّى و موضوعى . دليل دوّم : سيد مرتضى ادعاى اجماع كرده بر عدم حجيت خبر واحد مجرّد از قرائن . جواب ما : اجماع سيد با اجماع شيخ طوسى كه ادعاى اجماع بر حجيت خبر واحد نموده معارض است و نتوان به آن اخذ كرد و در مقام معارضه يا اجماع شيخ طوسى مقدم است چون مرجحاتى دارد ( به بيانيكه در شرح اصول فقه جلد سوم آورده‌ام ) و يا حداقل هردو مساوى هستند و هيچكدام رجحان ندارند و تعارضا تساقطا پس براى اجماع سيد اعتبارى نيست ( البته جاى اين سئوال اساسى باقى است كه كيف يمكن دو عالم بزرگوار شيعه آن هم معاصر يكديگر در مسئله حجيت خبر واحد دو ادعاى اجماع متناقض داشته باشند ؟ براى حل اين تناقض و رفع اين معمّا توجيهاتى ذكر شد . « 1 » و مجموع پنج توجيه است ولى چون در اصول استنباط طرح نشده ما نيز از طرح آن معذوريم ) . دليل سوّم : سيد و اتباع او به چندين طائفه از روايات تمسك كرده‌اند كه در كتاب به دو طائفه اشاره شده و از آنها اجابت شده : طائفه اوّل : رواياتيكه ما را از عمل به مخالف كتاب و سنت نهى كرده و فرموده : هر حديثى كه به شما مىرسد به قرآن و سنت قطعيه عرضه كنيد « فما وافق الكتاب او السنة فخذوه و ما خالفها فدعوه » ، « ما خالف القرآن فهو زخرف » ، « ما خالف القرآن فليس حديثى » ، « ما خالف القرآن لم اقله » و . . . رواياتيكه شيخ اعظم « 2 » نقل فرموده ،

--> ( 1 ) - كه در شرح اصول فقه ، ج 3 ، به آنها اشاره شده است . ( 2 ) - رسائل ، صفحهء 68 .